مقیاس نگرانی و بلاتکلیفی 47 ماده


هرکس ، گهگاه احساس نگرانی می کند . در این آزمون عبارت هایی را می خوانید که به نگرانی مربوط می شوند . بر حسب اعداد زیر مشخص کنید که هر عبارت تاچه حد می تواند شما را توصیف کند .
5=
کاملا این طور هستم      4= خیلی این طور هستم      3= تا حدی این طور هستم      2= کمی این طور هستم      1= اصلا این طور نیستم
1-
وقتی نگران می شوم ، احساس می کنم تنها کسی هستم که مشکل دارد.
2-
نگرانی درباره چیزهایی که از اهمیت اندکی برخوردارند ، به من کمک می کند تا حواسم از موضوعات عاطفی تری که نمی خواهم به آنها فکر کنم ، پرت شود .
3-
اگر نگران شوم ، وضعیت بهتری خواهم داشت .
4-
به این دلیل نگران می شوم که به نگرانی عادت کرده ام .
5-
به این علت نگران می شوم که همیشه انتظار وقوع بدترین حالت را دارم .
6-
به این علت نگران می شوم که اگر نگران نشوم و بدترین حالت اتفاق بیفتد ، احساس گناه خواهم کرد .
7-
با نگران شدن ، سعی می کنم از همه چیز مراقبت کنم .
8-
با نگران شدن ، می توانم راه های بهتری برای انجام کارها بیابم .
9-
برای این نگران می شوم که بیشتر مراقب خودم باشم .
10-
اگر نگران نشوم و بدترین اتفاق بیفتد ، تقصیر من خواهد بود .
11-
درباره اتفاقات گذشته نگران می شوم تا از اشتباهاتم درس بگیرم .
12-
وقتی نگران هستم ، فکر می کنم زندگی برای دیگران خیلی آسان تر است .
13-
نگران می شوم تا کنترل بیشتری روی زندگی خودم داشته باشم .
14-
به این علت نگران می شوم که اگر بدترین حالت اتفاق بیفتد ، بتوانم با آن مقابله کنم .
15-
نگران می شوم تا از نا امیدی و سرخوردگی اجتناب کنم .
16-
وقتی احساس نگرانی می کنم ، با خودم می گویم که هر مساله ای راه حلی دارد .
17-
آن قدر به خاطر چیزهای کوچک نگران می شوم که نمی توانم به چیزهای مهمتر فکر کنم .
18-
با نگران شدن می توانم جلوی اتفاقات بد را بگیرم .
19-
با این که می دانم این فکر درست نیست ، اما احساس می کنم که نگرانی می تواند احتمال وقوع بدترین اتفاقات را کاهش دهد .
20-
اگر کمتر نگران شوم ، شانس کمتری برای یافتن بهترین راه حل خواهم داشت .
جملات زیر ، نوع واکنش افراد را در برابر بلاتکلیفی های زندگی ، توضیح می دهند . لطفا برحسب مقیاس 5 درجه ای قبل مشخص کنید که هر عبارت تا چه حدی می تواند شما را توصیف کند .
21-
تردید و بلاتکلیفی مانع از آن می شود که من یک نظر قطعی داشته باشم .
22-
بلاتکلیفی نشانه بی نظمی فرد است .
23-
بلاتکلیفی زندگی را غیرقابل تحمل می کند .
24-
خیلی بد ه که در زندگی هیچ جیز قطعی و تضمین شده نیست .
25-
اگر ندانم فردا چه پیش خواهد آمد ، ذهنم آرام نمی گیرد .
26-
بلا تکلیفی مرا ناراحت ، مضطرب و نگران می کند .
27-
رویدادهای پیش بینی نشده ، مرا بسیار ناراحت می کند .
28-
اگر کلیه اطلاعاتی را که لازم دارم در اختیار نداشته باشم ، سرخورده و درمانده می شوم .
29-
بلاتکلیفی این امکان را به من می دهد که پیامدها را قبل از وقوع پیش بینی کنم و برای مقابله با آنها آماده شوم .
30-
فرد باید همیشه گوش به زنگ باشد تا از اتفاقات غیر مترقبه جلوگیری کند .
31-
حتی با وجود بهترین برنامه ریزی ، یک رویداد غیرقابل پیش بینی کوچک می تواند همه چیز را خراب کند .
32-
همین که موقع عمل کردن می رسد ، بلاتکلیفی مرا فلج می کند .
33-
نامطمئن بودن به این معنی است که من عالی نیستم .
34-
وقتی بلاتکلیف هستم ، نمی توانم به آینده نگاه کنم .
35-
وقتی نامطمئن هستم ، نمی توانم عملکرد خوبی داشته باشم .
36-
به نظر می رسد که دیگران ، برخلاف من ، می دانند که زندگی خود را کجا می برند .
37-
بلاتکلیفی مرا آسیب پذیر ، ناخرسند و غمگین می کند .
38-
همیشه می خواهم بدانم که در اینده چه اتفاقاتی برایم رخ می دهد .
39-
از غافلگیر شدن متنفرم .
40-
کوچکترین تردیدی مرا از عمل باز می دارد .
41-
من باید بتوانم همه چیز را از پیش سازمان دهم و منظم کنم .
42-
نامطمئن بودن نشانه فقدان اعتماد به نفس است .
43-
فکر می کنم اطمینان دیگران در مورد آینده خودشان درست نیست .
44-
بلاتکلیفی مانع از خواب راحت من می شود .
45-
من باید از موقعیت های نامطمئن دوری کنم .
46-
ابهام ها در زندگی مرا تحت فشار قرار می دهند .
47-
نمی توانم درباره آینده ام بلاتکلیف بمانم .
ژندا ، لوئیس . آزمون های شخصیت . ترجمه بشارت و حبیب نژاد . انتشارات آییژ ،بهار 1388